دو ... س ... تت ... دارم
هنوزم که هنوزه عاشقانه و بی نهایت دوستت دارم
فاصله دورت نکرده
حالا دیگه فقط توی قلبم نیستی
حالا دیگه هر کسی نگام می کنه توی چشمام فقط تو رو می بینه
دو ... س ... تت ... دارم
در میان نفس هایم که نفس می کشی می دانم بهترین پدر دنیایی «بابایی»
دو ... س ... تت ... دارم
تو را به جای همه کسانی که نشناختهام، دوست میدارم
تو را به خاطر عطر نان گرم
برای برفی که آب می شود، دوست میدارم
تو را برای دوست داشتن، دوست میدارم
تو را به جای همه کسانی که دوست نداشتهام، دوست میدارم
تو را به خاطر دوست داشتن، دوست میدارم
برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت
لبخندی که محو شد و هیچگاه نشکفت، دوست میدارم
تو را به خاطر خاطره ها، دوست میدارم
برای پشت کردن به آرزوهای محال
به خاطر نابودی توهم و خیال، دوست میدارم
تو را برای دوست داشتن، دوست میدارم
تو را به خاطردود لاله های وحشی
به خاطر گونهی زرین آفتابگردان
برای بنفشی بنفشهها، دوست میدارم
تو را به خاطر دوست داشتن، دوست میدارم
تو را به جای همه کسانی که ندیده ام، دوست میدارم
تو را برای لبخند تلخ لحظهها
پرواز شیرین خاطرهها، دوست میدارم
تورا به اندازهی همهی کسانی که نخواهم دید، دوست میدارم
اندازه قطرات باران ، اندازهی ستارههای آسمان، دوست میدارم
تو را به اندازه خودت ، اندازه آن قلب پاکت، دوست میدارم
تو را برای دوست داشتن، دوست میدارم
تو را به جای همهی کسانی که نمیشناختهام، دوست میدارم
تو را به جای همهی روزگارانی که نمیزیستهام، دوست میدارم
برای خاطر عطر نان گرم و برفی که آب میشود و برای نخستین گناه
تو را به خاطر دوست داشتن، دوست میدارم
تو را به جای تمام کسانی که دوست نمیدارم، دوست میدارم
رمضانت مبارک عزیزترینم بابای خوبم... دعام کن
سلام بهترینم
دلم می خواد بازم برام ساز بزنی
پس لطفا بخاطر دل من زود خوب شو
برات یه چیزی نذر کردم که دارم ادا می کنم
مطمئنم خوب می شی و از روز اول هم بهتر ساز به دست می گیری
عاشقانه و بی نهایت دوستت دارم بهترین پدر دنیا
س...ل...ا...م
از انتهای پارک که دیدمت دوست داشتم به رسم تمام دختران دنیا با دستان باز بدوم
و بعد دستانم را دور گردنت حلقه کنم و بگویم چقدر دلتنگت بودم
بوی مهربانی هایت را با تمام وجود نفس بکشم و بگویم چقدر دلم می خواست تماشایت کنم
دلم می خواست بر همان دست بسته ات بوسه بزنم
و بگویم که چقدر رنج کشیدم وقتی در بستر بیماری بودی
دلم می خواست ساعت ها در سکوت فقط به صورتت نگاه کنم
و در دلم قربان صدقه پدری بروم که تمام زندگی دخترش است
دلم می خواست میان بغض و گریه بگویم
عاشقانه دوستت دارم بهترین پدر دنیا

بابایی
بهم نگفتی اما می دونم که الان اتاق عملی
از هر کی که میاد اینجا می خوام که برات دعا کنه
قربونت برم دعا می کنم بازم سلامت بشی من تو رو از خدا می خوام
اندازه همه نفس هام دوستت دارم

تقصیر توست که خواستی پدر باشی
دوست داشتن تنها قدردانی کوچک من از تو بود
باقی اش دیگر دست من نیست
خودش از قلبم بر چشمانم سرازیر می شود
همان هایی که تو یک روز مدعی بودی
بوسه هایت را نصیبشان خواهی کرد
پدرانه و عاشقانه
و من جای خالی بوسه های نشکفته ات را بی نهایت دوست دارم
من چشمانم را دوست دارم
چون وعده گاه محبت عشق توست
پدر
گاهی فکر می کنم علاقه زیادم به تو داره مریضم می کنه بابایی
سلام
خیلی دوستت دارم
سلام بهترینم
دلم اندازه همه دنیا بغض کرده
چرا؟ خودمم نمی دونم
شاید نبودن تو
شایدم مشکلات خودم
شایدم زخم های دلم
نمی دونم
فقط می دونم بیشتر از همیشه و هر بار تمنای حضورتو دارم
و بیشتر از همیشه و هر بار ازت دارم فاصله می گیرم
و اینبار خودم می خوام که بین مون فاصله باشه
دوستت دارم بابایی عاشقانه و بیشتر از همیشه
دعام کن

به قول خودت می خوام اونجوری که دلم می خواد اینجا باهات عشقبازی کنم بابایی
حالا به موقع همممممممممشو برات می گم
الهی دخترت دورت بگرده که انقده مهربونی و خوبی
خیلی دوستت دارم بهترین بابای دنیا
فقط یه جمله چهار کلمه ای:
خیلی دوستت دارم بابایی

حرفهایم را فقط کنار گوش خودت زمزمه کرده ام پس باشد فقط برای خودم برای خودت
اما
بدان هنوز هم دلم تنگ است
برای چشمانت
وقتی عشق پدری ات مهمانشان میشود و میدرخشند
بهترین پدر دنیا عاشقانه دوستت دارم